دوره و شماره: دوره 1، شماره 1، فروردین 1404، صفحه 1-185 

تعریف و تبیین راهبردهای موثر بر امنیت محیطی در محیط انسان‌ساخت با رویکرد منطقه‌ای در محدودۀ تهدیدات پدافند غیرعامل

صفحه 1-16

https://doi.org/10.22067/context.2025.91444.1005

عباس آیاتی فرد

چکیده تهدیدات انسان‌ساز- خصمانه (موضوع علم پدافند غیرعامل) درمیان طیف گستردۀ تهدیداتی که متوجه انسان و محیط انسان‌ساخت است، جایگاه ویژه‌ای دارند؛ درحالی‌که در عمدۀ تهدیدات با منشأ طبیعت، مستهلک کردن کامل تهدید امکان-پذیر نیست، در تهدیدات انسان‌ساز- خصمانه به دلیل منشأ انسانی و مختار بودن فرد و یا اجتماعات انسانی در اخذ تصمیم و اقدام، امکان کاهش موثر آسیب و حتی مستهلک شدن و حذف کامل تهدید وجود دارد. از این نظر مجموعۀ تدابیر و اقدامات مواجهه با این دسته از تهدیدات ذیل عنوان کلی «علم پدافند غیرعامل» از اهمیت ویژه‌‌ای برخوردار است. با‌ توجه به طیف گستردۀ تهدیدات در منطقۀ استقرار کشور، پژوهش حاضر تلاش دارد با ژرفکاوی در مفهوم «کلان واژۀ» امنیت و نظریات امنیتی، راهکارهای علمی و پایدار را در مواجهه با تهدیدات انسان‌ساز- خصمانه مرتبط با حرفۀ طراح محیطی (معماری- شهرسازی) با تمرکز بر مرحلۀ برنامه‌دهی استخراج و تبیین نماید. این مطالعه به روش توصیفی- تحلیلی ابتدا با ابزار مطالعه کتابخانه‌ای و مصاحبه به تعریف راهبردها و سپس به تحلیل روابط میان آن‌ها با استفاده از روش تحلیل اثرات متقابل و میک-مک می‌پردازد. براساس نتایج این پژوهش، در ماتریس تأثیرات مستقیم، متغیر «قانون/ مردم‌سالاری محلی» بیشترین نسبت تأثیرگذاری به تأثیرپذیری را داراست. همچنین در بین متغیرهای موردسنجش، بیشترین تأثیرگذاری مربوط به «گفتمان»، کمترین تأثیرگذاری مربوط به «توجه به اقلیت‌ها»، بیشترین تأثیرپذیری مربوط به «پویایی/ بازاندیشی سیاسی- فرهنگی» و «گفتمان» و کمترین تأثیرپذیری مربوط به «قانون/ مردم‌سالاری محلی» است.

تبیین الگوهای موقعیت طراحی بر پایه تجربه تنانی (نمونه موردی: دانشکده معماری و شهرسازی دانشگاه هنر اسلامی تبریز)

صفحه 18-42

https://doi.org/10.22067/context.2025.90076.1001

المیرا کریمی پور، حامد بیتی، لیلا مدقالچی

چکیده آموزش طراحی معماری، وابسته به آموزش مهارت‌هایی است که فرد را از طریق راهبردهایی در عرصۀ دانش عملی از جمله رجوع به مصادیق و سوابق معماری می‌آموزد. هر عملی مبتنی بر انواعی از معرفت های ضمنی و تصریحی است و معرفت ضمنی، دارای ریشه تنانی بوده تا از طریق خاطره تنانی در حافظه ثبت شود. از آنجا که حواس انسان در دریافت‌های تنانی او شرکت کرده و در قضاوت وی اثر می‌گذارد؛ بر اثر تحریک مدرکات حسی، انسان به‌طور ذهنی از طریق نورون‌های آیینه‌ای در سیستم عصبی، آن مُدرک را شبیه‌سازی یا تنانی می‌کند. لذا معمار می‌تواند در مواجهه با موقعیت‌های مشابه طبق الگوهای موقعیت طراحی که طی تجربه آموخته، برخورد کند. پژوهش با هدف ارتقای آموزش معماری از طریق راهبرد رجوع به مصادیق معماری، در پی پاسخ به این پرسش بود که «چگونه می‌توان از تجربیات تنانی به ارائه الگوهای موقعیت طراحی رسید؟». در این راستا، پژوهش به صورت کیفی در دو مرحله صورت گرفت. در مرحله کاوش‌نظری تحقیق به‌صورت توصیفی-تحلیلی، به جمع‌آوری اطلاعات‌کتابخانه‌ای پرداخته و سپس در مرحله کاوش‌عملی به‌صورت اکتشافی، با روش پدیدارشناختی از طریق مصاحبه نیمه‌ساختاری بر پایه سه سوال محوری تا رسیدن به اشباع نظری، ادامه یافت. تحلیل کیفی متن مصاحبه‌ها به روش ماکس ون منن و کدگذاری به روش کرسول انجام گرفت.

تبیین ترمیم‌پذیری محیط و نقش مؤلفه‌های معماری در ارتقای بازگردانی روان‌شناختی و بهزیستی کاربران بر مبنای علم اعصاب

صفحه 44-69

https://doi.org/10.22067/context.2025.91591.1006

محبوبه زمانی، فرزانه وفائی، فرامرز فدایی

چکیده تأثیر محیط ساخته‌شده بر انسان همواره موردتوجه محققان بوده است. پژوهش حاضر به بررسی عمیق تأثیر مؤلفه‌های معماری بر ترمیم‌پذیری محیط و تأثیر آن بر بهزیستی و سلامت روان کاربران از دیدگاه علم اعصاب می‌پردازد. پژوهش با رویکرد کیفی و از طریق تحلیل متون، ادبیات و مبانی نظری مرتبط با ترمیم‌پذیری محیط، مؤلفه‌های معماری و اثرات محیطی بر سلامت روان انجام شد. چهار نظریه‌ی اصلی نزدیک به این موضوع شامل SRT (نظریه کاهش استرس)، ART (نظریه بازسازی توجه)، PRT (نظریه چشم‌انداز، پناهگاه امن) و نظریه‌ی برانگیختگی به‌عنوان چارچوب‌های کلیدی مطالعه شده و مؤلفه‌های معماری مرتبط با این نظریه‌ها استخراج گردید. یافته‌ها نشان می‌دهد که مؤلفه‌های فیزیکی و مفهومی محیط بر ترمیم‌پذیری تأثیرگذار می‌باشند و در دو سطح اصلی و یک سطح پیش‌زمینه قابل دسته‌بندی است که مولفه‌ها معماری منطبق بر آن در پژوهش تعیین‌شده‌اند. درنهایت، این پژوهش مدل نظری برای طراحی محیط‌های ترمیم‌پذیر ارائه نموده است که باعث بازگردانی توانایی‌های روان‌شناختی و بهزیستی کاربران، کاهش استرس، افزایش تمرکز و خودشکوفایی در هنگام تعامل فعال با محیط ترمیم‌پذیر می‌گردد. این چارچوب می‌تواند در طراحی معماری به‌منظور ارتقاء بهزیستی روانی افراد کاربرد داشته باشد.

تحلیل تطبیقی اجزای کالبدی یخچال‌های سنتی منطبق بر اقلیم منطقه ( نمونه موردی یخچال‌های مرکز،جنوب و شرق ایران)

صفحه 71-85

https://doi.org/10.22067/context.2025.91396.1004

مهسا جوادی نوده، علی محمد طاهری

چکیده طراحی اجزا در عناصر معماری بومی از جهت تأمین آسایش برای انسان­‌ها همواره حائز اهمیت­ بوده است. یخچال‌های خشتی دسته‌‌‌ای از عناصر معماری‌­اند که به‌منظور رفع نیاز­های اصلی ساکنین مناطق گرم و خشک از اجزایی در همین راستا ساخته‌شده‌اند. درواقع ساختار یخچال‌ها شامل: دیوار سایه‌انداز، گنبد، مخزن، حوضچه تهیه یخ با مشخصات فنی (ابعاد، اندازه‌ها، جهت و موقعیت نسبی) است. به‌گونه‌ای که روی عملکرد آن­ها مؤثر بوده و می­‌تواند یخ را برای مدت طولانی‌­تری نگه دارد. ازاین‌رو شناسایی کالبد و عملکرد یخچال‌ها می‌تواند الگوی باقابلیت حفظ و استفاده در ساختارهای معاصر را در دسترس قرار دهد. بر این اساس در پژوهش حاضر با توجه به دسته‌­بندی اقلیمی کوپن و وجود تمام اجزا و ساختارهای کالبدی مشترک 22 یخچال شناسایی شدند که وجوه تمایز و تشابه آن­ها در اقلیم‌های بیابانی و نیمه بیابانی مورد تحلیل قرارگرفته‌اند. روش مطالعه در این پژوهش ترکیبی از مطالعات کتابخانه‌ای، میدانی و به‌صورت تحلیلی-کمی است. یافته­‌ها نشان می­‌دهد که فرم دیوار سایه‌­انداز متأثر از زاویه تابش و محل قرارگیری گنبد بوده و جانمایی اجزا بر محل قرارگیری ورودی‌های مخزن مؤثر بوده است. همچنین چگونگی اتصال گنبد مخزن با سایر عناصر موجب شکل‌گیری یا عدم شکل‌گیری تعدادی از اجزا فرعی نیز شده‌­اند؛ که با توجه به امتیازدهی به این عناصر و سایر عناصر کالبدی موردبررسی الگوی منطبق بر اقلیم شناسایی می‌گردد.

الگوهای استقرار مسکن بومی کنگ

صفحه 87-104

https://doi.org/10.22067/context.2025.91787.1011

رضا سرعلی

چکیده «معماری بومی» اصطلاحی ابداع‌شده در قرن نوزده میلادی است که برای نشان‌ دادن مجموعه‌ای از سنت‌های ساختمانیِ خارج از نمونه‌های ساختمانی متعارف، که اغلب توسط معماران آموزش‌دیدة رسمی ایجاد می‌شود، استفاده شده است. این نوع معماری، که بیشترِ محیط‌هایی که تا کنون ایجاد شده‌اند را شکل می‌دهد، همواره تأثیری قابل‌توجه بر عمل معمارانة معماران رسمی داشته است. در چند دهة اخیر، صاحبنظران به منظور بهره‌مندی از سنت‌های بومی در حل مسائل پیچیدة محیط‌های معاصر، گذر از رویکردهای تقلیل‌گرایانه و ایدئولوژیک به روش‌های مسئله‌محورتر و مفهومی و ساخت نظریه در ارتباط با محیط‌های بومی را توصیه کرده‌اند. در این چارچوب، پژوهش حاضر، با هدف تدقیق برخی از مفاهیم بنیادین حوزة مطالعات معماری بومی و شناخت الگوهای مسکن بومی در یک سکونتگاه بومی شناخته‌شده، طرح شده است. به این ترتیب، در گام نخست پژوهش، با روش مطالعة اسنادی و استدلال منطقی، تعاریف «معماری بومی» و «الگو» تدقیق شده است. در گام دوم، با استفاده از روش «موردپژوهی» (از نوع تک‌موردی مبسوط)، 21 مسکن بومی در روستای تاریخی کنگ (واقع در شهرستان طرقبه‌شاندیز استان خراسان‌رضوی ایران)، به عنوان «واحدهای تحلیل» پژوهش، به صورت هدفمند انتخاب و مستندنگاری شده و در گام سوم، با تحلیل برخی از داده‌های «بانک‌دادة»‌ پژوهش، الگوهای مرتبط با استقرار مسکن بومی روستا روی بستر طبیعی آن شناسایی و گزارش شده است. این الگوها شامل «الگوی جهت‌گیری»، «الگوی انتظام فضاها در طبقات»، «الگوی دسترسی» و «الگوی ارتباط طبقات» است که در انتهای مقاله به صورت تصویری ارائه و در مورد آنها بحث شده است.

سیر تحول انواع منطقه گرایی در معماری از گذشته تا امروز

صفحه 106-126

https://doi.org/10.22067/context.2025.91616.1009

الهه ذوقی حسینی

چکیده منطقه گرایی در طول بازه زمانی گسترده حضور خود در عرصه معماری رویکردهای متفاوتی داشته به نحوی که از رویکردهای رویکرد شکلی - تاریخی که محوریت هویتی داشتند، به سمت رویکردهای اقلیمی -پدیدارشناسانه متمایل شده، توجه به مباحث اجتماعی، فرهنگی، زیست‌بوم و ارتباطات انسانی را جایگزین مباحث سبکی، شکلی و زیبایی شناسی نموده است. طی سالهای واپسین قرن بیستم تا به امروز، تئوری معماری منطقه‌ای از منظرهای مختلف گرایشات زیادی گرفته و بسط یافته و با عملکرد خود نیز متناسب تر شده است. لذا با بررسی پیشینه موضوع دیدگاه های ارائه شده از سوی صاحب نظران به ویژه الکساندر زونیس، لیان لفور، لوئیز مامفورد و کنت فرامپتون به منظور تدوین مبانی نظری تحقیق در مورد کنکاش و تدوین قرار گرفته و انواع منطقه گرایی و رویکردهای مختلف آن همراه با مصادیق مربوطه بررسی خواهد شد که به ارائه مدل تحلیلی دیدگاه های منطقه گرایی منتهی می گردد. در این راستا با استفاده از روش تحلیل محتوای کیفی مبتنی بر منطق استدلال استقرایی، از داده های متنی و تجارب معماری، حرکت و با بیرون کشیدن مفاهیم مستتر در آن، به تدریج به سطوح انتزاعی تری از منطقه گرایی دست خواهیم یافت. نتایج مطالعات و تحلیل دیدگاه صاحب نظران و مصادیق معماری معاصر نشان از آن دارد که رویکردهای امروز منطقه گرایی در پی تعدیل اندیشه های تعصب گرایانه و محدودیت آفرین پیشین و تقویت نگرش زیست محیطی و استفاده از مزایای توسعه پایدار می باشند.

معیارهای زیبایی شناسی فناوری های ساخت و ساز در معماری معاصر

صفحه 128-143

https://doi.org/10.22067/context.2025.91627.1008

الهام کریمی خیرآبادی، داراب دیبا، سیمون آیوازیان

چکیده معماری از قرن نوزدهم تاکنون تحت تأثیر پیشرفت‌های فناوری و تغییرات اجتماعی تحول‌یافته است. جایگزینی اسکلت فلزی به جای دیوارهای باربر ضخیم، امکان ایجاد فرم‌های نوآورانه و اشکال جدید را فراهم کرد. این تحولات، آغازگر نسلی از معماری با فرم‌های پیچیده، سه‌بعدی و سازگار با شرایط محیطی بوده است. در معماری معاصر، فناوری‌هایی مانند طراحی دیجیتال، مصالح پیشرفته و تکنولوژی‌های هوشمند نقش کلیدی در تغییر فرم، کارکرد و زیبایی‌شناسی دارند. زیبایی‌شناسی تکنولوژیکی که از ویژگی‌هایی چون حرکت، هیجان و انعطاف‌پذیری برخوردار است، به معماران امکان طراحی سازه‌هایی متناسب با نیازهای زمانه را داده است. این مقاله از روش‌شناسی توصیفی تحلیلی استفاده می‌کند و با تکیه بر متون پژوهشی و مطالعه موردی‌های منتخب، تأثیر فناوری‌های نوین و مصالح مدرن بر نیازهای زیبایی‌شناختی معماری معاصر را بررسی می‌کند. با تحلیل این مطالعات موردی، مقاله تلاش می‌کند نشان دهد که چگونه ادغام فناوری‌های پیشرفته و مصالح نوآورانه شیوه‌های معماری را دگرگون کرده و به دوره‌ای جدید از طراحی منجر شده که هم به عملکرد و هم به زیبایی‌شناسی اهمیت می‌دهد. درنهایت، این پژوهش بر تأثیر عمیق فناوری بر تکامل زیبایی‌شناسی معماری تأکید کرده و نشان می‌دهد که آینده معماری در تلفیق هماهنگ هنر و علم نهفته است.

تلاقی سنت و مدرنیته در معماری معاصر جهان اسلام

صفحه 145-169

https://doi.org/10.22067/context.2025.92062.1013

محمد صادق فروغی، جعفر طاهری

چکیده بیش از یک‌صد سال از پاسخ‌های معماران جهان اسلام به مناقشه دوگانه حفظ و تداوم سنت یا پذیرش کامل مدرنیته می‌گذرد. با وجود این، تأثیر آرای اندیشمندان و نواندیشان جهان اسلام بر اندیشه و عمل این معماران واکاوی و بررسی نشده است. ظهور مدرنیته و پیامدهای بحران هویتی و تشدید افول جوامع مسلمان، جوامع و اندیشمندان مسلمان را با رویکردی احیاگرانه به واکنش واداشت. این پاسخ‌ها در حوزه نظر (اندیشه) و عمل (معماری) ذیل سه گفتمان و رویکرد کلی 1) بازگشت به سنت، 2) پیروی از مدرنیته، 3) تلفیق سنت و مدرنیته، قابل شناسایی است. آن‌چه که تحت عنوان جنبش احیاگری، رنسانس اسلامی و یا جریان نومعتزله خوانده می‌شود، متمرکز بر هم‌نهادی درونی میان سنت و مدرنیته است که تلفیق را به عنوان راه حل پیش رو و پاسخی میانۀ طیف سنت و مدرنیته، متصور می‌شود. در مقاله حاضر با بررسی تاثیرات این گفتمان‌ها بر اندیشه و روش کار معماران معاصر پیشرو جهان اسلام، تفسیری تاریخی از رویکردهای عمده طراحی بر پایۀ مطالعه تطبیقی مبانی نظری معماران معاصر با آرای نواندیشان جهان اسلام ارائه می‌شود. در این مقاله با بررسی و نقد آثار این معماران احیاگر و پاسخ‌های معمارانه آن‌ها به تلاقی سنت و مدرنیته، ذیل تقسیم‌بندی سه‌گانه ناصر رباط یعنی 1) شرق‌گرایی 2) ملی‌گرایی 3) نئو-اسلامی، نشان داده می‌شود که این تقسیم‌بندی با وجود دقت نظر فراوان، بخصوص در بخش ملی‌گرایی دسته بندی کلانی بنظر میرسد. در بحث پیش رو سعی شده این دسته بندی با توجه به نظریات نواندیشان جهان اسلام به روز و تکمیل شود.

مولفه های موثر طراحی معماری مسکن ساخته شده با پرینت سه بعدی: یک مرور سیستماتیک

صفحه 171-185

https://doi.org/10.22067/context.2025.91936.1012

میلاد رضازاده، حامد مظاهریان، محمدرضا متینی

چکیده این مقاله به بررسی اصول طراحی معماری برای ساخت‌وساز مسکن با استفاده از فناوری چاپ سه‌بعدی می‌پردازد. هدف این مقاله بررسی نمونه‌های ساخته‌شده با روش پرینت سه‌بعدی در راستای درک الگوی تکرارشونده در این نمونه‌ها جهت درک مبانی معماری موردنیاز برای طراحی مسکن با استفاده از چاپ سه‌بعدی است. این مطالعه منجر به ارائه پیشنهاد‌هایی برای مسکن مناسب ساخت با این فناوری شده است. خلأ این مبانی منجر به طراحی فرم‌هایی می‌شود که شاید مناسب ساخت با این فناوری نباشند. این بررسی شامل تجزیه‌وتحلیل طیف گسترده‌ای از مقالات مرتبط معتبر برای جمع‌آوری اطلاعات است. در این پژوهش با مطالعه‌ی سیستماتیک منابع فوق، فراوانی رویکرد و راهکارهای اتخاذشده جهت طراحی مسکنی که قرار است با پرینتر سه‌بعدی ساخته شود انجام گردیده است. این بررسی جنبه‌های مختلف ازجمله مصالح، نوع پرینتر، محل ساخت، سازه و معماری را پوشش خواهد داد. یافته‌های این تحقیق برای معماران در راستای افزایش آگاهی قبل از طراحی و ساخت این مدل مسکن ارزشمند خواهد بود، زیرا می‌تواند با افزایش آگاهی هنگام طراحی از ایجاد خطا در طول فرایند ساخت جلوگیری کند. درنهایت می‌توان گفت ساخت مسکن با پرینترهای سه‌بعدی، مناسب برای مسکن یک طبقه کم متراژ با بتن مسلح شده به‌صورت دستی و با الیاف شیشه با فرم‌های منحنی و هندسه و پلان آزاد و منتج از طراحی رایانشی می‌باشد. و در صورت ترکیب با سیستم‌های سازه‌ای و سقف‌های مرسوم می‌توان تعداد طبقات را افزایش داد و از کاربردهای فرمی این فناوری بیشتر بهره برد.