اطلاعات آماری نشریه

جهت مشاهده اطلاعات به تفکیک سال، به بخش اطلاعات آماری در منوی اطلاعات نشریه مراجعه فرمایید.

 اولین سال انتشار 1404
 تعداد دوره‌ها 1
 تعداد شماره‌ها 2
 تعداد نویسندگان 42
 تعداد مقالات ارسال شده 31
 تعداد مقالات رد شده 8
 تعداد مقالات پذیرفته شده 18
 تعداد داوران 20

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

نشریه علمی "مطالعات طراحی معماری و شهرسازی زمینه گرا" در سال  1403 توسط دانشکده معماری و شهرسازی دانشگاه فردوسی مشهد راه‌اندازی شد. این نشریه در نظر دارد تا با انتشار آخرین نتایج تحقیقات متخصصان در زمینه طراحی معماری و شهرسازی زمینه گرا در راستای ایجاد چشم اندازی روشن برای آینده معماری و شهرسازی تلاش نماید.

در این نشریه مقالات در چهار نوع پژوهشی، مروری، مطالعه موردی و کاربردی و به زبان فارسی  قابل بررسی و چاپ هستند.

تاریخ آخرین به‌روزرسانی وب‌سایت نشریه:  1405/03/20

تأملی بر زیبایی‌شناسی و دلالت ادراکی لبه‌های شهری؛ از حرکت و ادراک تا هویت فضامند: مطالعه موردی کارخانه سیمان ری

صفحه 187-203

https://doi.org/10.22067/context.2025.93646.1016

فرهاد کریمانی، کیانا شریفی

چکیده پژوهش حاضر به واکاوی تأثیرات ژرف زیبایی‌شناسی در تبیین مرزها و فضاهای میانه خرده‌فضاهای درون لبه‌های شهری و تأثیر آن بر تجربه فردی از حرکت در این فضاها می‌پردازد. این تحقیق، در صدد پاسخ به پرسشی است بنیادین که: چگونه و به چه شیو‌ه‌ای، ابعاد کالبدی مقوله زیبایی‌شناسی در ادراک و تجربه فرد از حرکت در لبه‌های شهری مؤثر است؟ نمونه موردی این تحقیق، لبه‌ی شهری طراحی‌شده در کارخانه سیمان ری در تهران است که با بهره‌گیری از مروری عمیق بر نظریات، مقالات و پژوهش‌های پیشین، چارچوبی نظری و مدلی مفهومی برای تحلیل این فضاها ارائه می‌دهد. نتایج این پژوهش نشان می‌دهند که مؤلفه‌های بصری همچون نورپردازی، رنگ، تغییرات ارتفاعی، حس لامسه، فرم‌های هنری و تناسبات فضایی در نقش مفصلی میان خرده‌فضاهای منفصل و بی‌تعریف، می‌توانند در تعیین میزان احساس امنیت، آرامش و تعلق مکانی اثرگذار باشند و بر ساختار روانی و عاطفی افراد در این فضاها تأثیرات بارزی بگذارند.

راهکارهای سیاستی زمینه‌گرایانه برای بازدارندگی از تخریب عمدی ابنیه تاریخی: رویکردی پیشگیرانه در حفاظت میراث معماری

صفحه 205-226

https://doi.org/10.22067/context.2025.94015.1018

زهرا پورحسینی، پارسا پهلوان، الناز بهنام کیا

چکیده تخریب عمدی ابنیه تاریخی، تهدیدی جدی برای میراث فرهنگی و هویت اجتماعی جوامع محسوب می‌شود. از سویی تخریب بافت‌های تاریخی، خدشه‌ای جبران‌ناپذیر برای تداوم زمینه‌گرایی معماری آینده محسوب می‌شوند. این پژوهش با بهره‌گیری از روش تحلیل محتوای مضمون‌محور (TCA) و با استفاده از نرم‌افزار MAXQDA 2024، به تحلیل داده‌های گردآوری‌شده از ۴۸ مقاله علمی منتخب پرداخته است. این مقالات با جست‌وجوی کلیدواژه‌هایی چون «تخریب عمدی»، «سیاست میراث»، «ابنیه تاریخی»، «میراث فرهنگی» و «تطبیق کاربری» از پایگاه‌های معتبر علمی شامل Google Scholar، Scopus، Web of Science و ScienceDirect استخراج شده‌است. تحلیل ۸۷ کد باز حاصل از این منابع، منجر به شناسایی سه مضمون اصلی شد: 1) انگیزه و دلایل تخریب عمدی (عوامل ساختاری نهادی، اقتصادی-فشارهای مالی، و فرهنگی-اجتماعی)، 2) پیامدهای تخریب عمدی (هویتی-فرهنگی، اجتماعی-روانی، کالبدی-معماری، و ساختاری-تاریخی)، و 3) سه دسته راهکارهای سیاستی (الزام‌آور، تشویقی، و پیشگیرانه-آینده‌نگر). یافته‌ها نشان می‌دهد که ضعف‌های نهادی، انگیزه‌های اقتصادی مالکان، و ناآگاهی عمومی، ریشه‌های اصلی تخریب عمدی ابنیه تاریخی به دست مالکان آن می‌باشد که پیامدهای جبران‌ناپذیری مانند از دست رفتن حافظه جمعی و هویت فرهنگی را به دنبال دارد. راهکارهای پیشنهادی شامل اصلاحات حقوقی، مشوق‌های مالی مانند معافیت‌های مالیاتی، و آگاهی‌بخشی عمومی است که با تلفیق این راهکارها، تعادلی میان حقوق مالکیت خصوصی و مسئولیت جمعی در حفاظت از میراث برقرار می‌شود. این مطالعه با ارائه چارچوبی جامع، بر ضرورت سیاست‌گذاری یکپارچه برای حفاظت پایدار از ابنیه تاریخی تأکید دارد.

بازنمایی ساختار دانش در حوزه تأثیر نور طبیعی بر فضاهای درمانی: مطالعه‌ای مبتنی بر مرور علم‌سنجی

صفحه 228-248

https://doi.org/10.22067/cauds.2025.94430.1020

سید رضا حسینی، اکرم حسینی، الهه خادم زاده

چکیده سابقه و هدف: ارزیابی فواید نور روز موضوع تحقیقات گسترده‌ای بوده است. مطالعات دیگری نیز به بررسی نقش و پیامدهای بهره‌گیری از نور روز در فضاهای مراقبت پزشکی، به‌ویژه تأثیر آن بر سلامت روانی و جسمی بیماران و کارکنان پرداخته‌اند. از طرفی فضاهای درمانی غالبا از نور مناسب برخوردار نیستند. این تحقیق با هدف شناسایی مکانیسم‌هایی که توسط آنها نور روز بر سلامت و عملکرد انسان و محیط در مراکز مراقبت‌ بهداشتی تأثیر می‌گذارد، انجام شده است.
مواد و روش‌ها: به دلیل ابعاد گسترده موضوع، تحقیق به شیوه نقشه‌برداری علمی مطالعات پیشین به انجام رسید تا از آن طریق، رابطه موضوعات و اصطلاحات علمی این حوزه تبیین شود. جهت نیل به این هدف، بازنمایی و نمود تصویری ساختار و پویایی دانش علمی مربوط به موضوع، با مطالعه 92 سند علمی که بین سالهای 1900 تا 2022 میلادی تهیه شده‌اند، انجام شد.
یافته‌ها: مطالعات دلالت بر کارکرد نور روز در چهار حوزه بهبود سلامت بیمار (در7 زیرگروه)، بهبود عملکرد کارکنان (در3 زیرگروه)، بهداشت محیط (در4 زیرگروه) و کاهش نیاز به روشنایی الکتریکی دارند.
نتیجه‌گیری: نتایج نشان داد که نور طبیعی موجب بهبود وضعیت روانی و جسمی بیماران، افزایش بهره‌وری و رضایت کارکنان و ارتقای بهداشت محیطی می‌شود. همچنین، استفاده از نور طبیعی می‌تواند به کاهش مصرف انرژی الکتریکی کمک کند. این تحقیق شواهدی مستند برای طراحی بیمارستان‌های آینده و بهبود شرایط بیمارستان‌های موجود ارائه می‌دهد که می‌تواند به افزایش کارایی عملیاتی، بهبود سلامت و ارتقای پایداری اقتصادی-زیست‌محیطی کمک کند.

ارزیابی کمی معیارهای فرهنگی در معماری ، نمونه موردی: مجموعه‌های فرهنگی-هنری تهران

صفحه 250-268

https://doi.org/10.22067/cauds.2025.94355.1019

سارا صادقی، مهدی محمودی کامل آباد

چکیده ارزیابی کمی معیارهای فرهنگی در معماری مجموعه‌های فرهنگی-هنری معاصر برای ارتقای کیفیت فضایی، تقویت هویت و پذیرش اجتماعی ضروری است. این مطالعه با هدف شناسایی، اولویت‌بندی و کمّی‌سازی تأثیر پنج معیار فرهنگی— کیفیت زیبایی‌شناسی، تناسبات، سبک معماری، مقبولیت اجتماعی و معنا و هویت فرهنگی— بر ده نمونه موردی در تهران انجام شد. ابتدا معیارها با مرور نظام‌مند ادبیات استخراج و در سه دور دلفی با مشارکت ۲۷ متخصص معماری و طراحی سازه اعتبارسنجی شدند. سپس امتیازهای (۱–۱۰) هر معیار برای هر نمونه به‌کمک روش تحلیل سلسله‌مراتبی وزن‌دهی و روابط علی معیارها با دیمتل تحلیل شدند. نتایج نشان داد کیفیت زیبایی‌شناسی بیشترین وزن (۰.۴۷)، پس از آن معنا و هویت فرهنگی (۰.۳۰) و مقبولیت اجتماعی (۰.۲۰) قرار دارند؛ سبک معماری (۰.۰۹) و تناسبات (۰.۰۵) مکمل ولی مؤثرند. تحلیل دیمتل نشان داد معیارهای زیبایی‌شناسی و معنا به‌عنوان متغیرهای مؤثر اصلی، بر دیگر شاخص‌ها تأثیر قوی (CI > 0.60) دارند. در میان نمونه‌ها، «تئاتر شهر» با امتیاز کلی ۹.۰۵ بالاترین عملکرد را داشت که نشان‌دهنده توازن موفق میان جذابیت بصری، پیوند فرهنگی و مشارکت اجتماعی است. این یافته‌ها ضرورت ادغام معیارهای زیبایی و هویت فرهنگی در طراحی را تأیید می‌کند؛ طراحی‌ای که فراتر از کارکرد سازه‌ای، به پویایی اجتماعی و حفظ میراث بومی نیز می‌پردازد. چارچوب داده‌محور و چندمعیاره پیشنهادی، مدلی کاربردی برای معماران و برنامه‌ریزان شهری در طراحی فرهنگی-پایدار فرآهم می‌آورد

تدوین راهبردهای طراحی خیابان شهری تاب‌آور در برابر بحران‌های پاندمی مبتنی بر نظرات کاربران (نمونه موردمطالعه: خیابان کوه سنگی مشهد)

صفحه 270-294

https://doi.org/10.22067/cauds.2025.94662.1021

سید محمدرضا کیش بافان، مریم روستا، مهسا شعله، عطیه قاسمی

چکیده شیوع کووید-۱۹ چالش‌های بی‌سابقه‌ای را در فضاهای شهری به دنبال داشته و ضرورت طراحی خیابان‌هایی با تاب‌آوری بالا را بیش‌ازپیش آشکار ساخته است. این پژوهش باهدف شناسایی، وزن‌دهی و ارائه راهبردها و سیاست‌های اجرایی برای شاخص‌های تاب‌آوری در طراحی خیابان‌های شهری پس از پاندمی، خیابان کوه سنگی مشهد را به‌عنوان موردمطالعه انتخاب کرده است. سؤال‌های اصلی تحقیق عبارت‌اند از: «مهم‌ترین شاخص‌های تاب‌آوری در طراحی خیابان‌های شهری برای مقابله با بحران‌های پاندمیک کدام‌اند؟» و «چگونه می‌توان این شاخص‌ها را از طریق راهبردها و سیاست‌ها در طراحی یک خیابان شهری به کاربست؟» این مطالعه با رویکرد ترکیبی (کیفی - کمی) انجام شد؛ داده‌ها از طریق مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته با 34 کاربر خیابان گردآوری و با روش تحلیل محتوای استقرایی کدگذاری شدند. برای وزن‌دهی شاخص‌ها، از روش وزن‌دهی شانون و تحلیل ماتریس دودویی استفاده شد. نتایج نشان داد که مؤلفه زیست‌محیطی با وزن 0.239 و شاخص‌هایی نظیر «نارضایتی از بسته بودن فضاهای سبز» (با فراوانی 18.37%) و «کاهش حضورپذیری مردم» (با وزن نسبی 0.102 در مؤلفه عملکردی) از اولویت‌های اصلی هستند. تحلیل ماتریس دودویی نیز مؤلفه عملکردی را با وزن 0.316 برجسته کرد، که نشان‌دهنده تأثیر محدودیت‌های تردد و کاهش تعاملات شهری است. بر اساس این یافته‌ها، راهبردهایی نظیر توسعه پارک‌های کوچک‌مقیاس، چیدمان مبلمان انعطاف‌پذیر، و سیاست‌هایی مانند ساماندهی کاربری‌های تجاری برای تأمین نیازهای معیشتی پیشنهاد شده است. این چارچوب، با ارائه راهنمایی‌های عملی برای برنامه‌ریزان شهری، می‌تواند به طراحی خیابان‌هایی تاب‌آور در برابر بحران‌های آینده کمک کند و پایداری فضاهای شهری را تقویت نماید.

ارزش گذاری میراث معماری صنعتی خراسان رضوی

صفحه 296-316

https://doi.org/10.22067/cauds.2025.94869.1023

وحید فانی، محسن وفامهر

چکیده میراث معماری صنعتی به ‌عنوان بخشی از سرمایه تاریخی– فرهنگی ملت‌ها، بازتابی از فرآیند صنعتی شدن و تحولات اجتماعی– اقتصادی است. اگرچه در سطح بین‌المللی ضوابط، منشورها و دستورالعمل‌هایی برای ارزش‌گذاری این نوع میراث تدوین شده‌اند، اما تاکنون تلاش اندکی برای تطبیق و ارزیابی این معیارها در زمینه بومی ایران صورت گرفته است. پرسش اصلی پژوهش آن است که: «چگونه می‌توان، بر پایه معیارهای بین‌المللی، چارچوبی برای ارزش‌گذاری میراث معماری صنعتی خراسان رضوی طراحی کرد؟ و در نمونه‌های مورد بررسی چگونه بازتاب یافته‌اند؟» هدف این تحقیق، تدوین چارچوبی کارآمد برای ارزش‌گذاری میراث معماری صنعتی خراسان رضوی بر پایه معیارهای بین‌المللی است؛ چارچوبی که از طریق شناسایی و دسته‌بندی معیارهای مؤثر طراحی شده و قابلیت آزمون‌پذیری در بستر محلی را دارد. رویکرد پژوهش، تفسیری و با روش کیفی و از تحلیل محتوای اسنادی برای استخراج مفاهیم استفاده شده است. در مرحله‌ی ارزیابی، از تحلیل میدانی مبتنی بر پرسشنامه بهره گرفته شده است. در مرحله نخست، با تحلیل اسنادی منابع علمی، منشورها و ضوابط بین‌المللی، مجموعه‌ای از مولفه‌ها، شاخص‌ها و معیارهای ارزش‌گذاری استخراج و تلفیق شدند. سپس ۱۴ بنای شاخص صنعتی در استان خراسان رضوی انتخاب و با استفاده از پرسشنامه‌ای مبتنی بر طیف لیکرت پنج‌گانه، توسط متخصصان ارزیابی شدند. نتایج پژوهش نشان می‌دهد که بیشتر این بناها در شاخص اقتصادی دارای ارزش بالا هستند، و در شاخص اجتماعی دارای ضعف‌اند. یافته‌های این تحقیق می‌تواند به عنوان مبنایی برای تدوین ابزارهای ارزیابی، تصمیم‌گیری‌های حفاظتی و بازآفرینی میراث معماری صنعتی در مقیاس منطقه‌ای مورد استفاده قرار گیرد.

ارائه مولفه‌های موثر بر ارتقا امنیت زنان در ایستگاه‌های حمل و نقل همگانی، نمونه موردی: قطار شهری شیراز

صفحه 318-332

https://doi.org/10.22067/cauds.2025.93838.1017

علی سلطانی، علی رضا صادقی، زهرا عباسپور، اصلان پیرودین

چکیده سیستم حمل‌ونقل همگانی نقش حیاتی در جابه‌جایی شهروندان ایفا می‌کند و نیازمند برنامه‌ریزی جامع برای بهبود عملکرد و افزایش امنیت است. امنیت یکی از مهم‌ترین جنبه‌های حمل‌ونقل همگانی محسوب می‌شود، زیرا روزانه جمعیت زیادی از این سیستم استفاده می‌کنند. تأمین امنیت برای همه افراد جامعه اهمیت دارد، اما زنان به دلیل احتمال مواجهه بیشتر با خشونت، نیازمند توجه ویژه‌ای هستند. در ایران پژوهش‌های محدودی درباره امنیت زنان در حمل‌ونقل همگانی انجام شده است. لذا در این مقاله، هدف بررسی امنیت زنان در سیستم حمل‌ونقل همگانی شهر شیراز با تاکید بر قطار شهری است که از سال 1393 تاکنون مشغول فعالیت می‌باشد. در این مقاله به منظور بررسی امنیت خط یک قطار شهری شیراز ابتدا معیارهای موثر بر احساس امنیت زنان با استفاده از تحقیقات پپیشین و مبانی نظری استخراج شده‌است و سپس پرسشنامه‌ای طراحی و به تعداد 310 عدد در 9 ایستگاه احسان، میرزای شیرازی، شاهد، شهید آوینی، نمازی، زندیه، ولیعصر، فضیلت و ایستگاه شهید دستغیب توزیع شده است. سپس با استفاده از نرم افزار SPSS بر روی داده‌های جمع‌آوری شده تحلیل رگرسیون خطی با روش Stepwise صورت گرفته است و با توجه به نتایج مقاله، 4 معیار محیط بیرونی ایستگاه‌های قطار شهری، وقوع جرم و سرقت و آزار و اذیت جنسی برای بانوان هنگام استفاده از قطار شهری، خلوت بودن ایستگاه‌ها و استفاده از واگن ویژه بانوان، با متغیر مستقل که همان احساس امنیت زنان هنگام استفاده از قطار شهری می‌باشد رابطه معناداری دارند.

چیستی حس مکان و مؤلفه‌های سازنده آن

صفحه 334-346

https://doi.org/10.22067/cauds.2025.95185.1025

احمد دانائی نیا

چکیده حس تعلق، عاملی است کیفی که با دارا بودن خصوصیات حسی و رفتاری ویژه، زمینه تبدیل «جا» به «مکان» را فراهم می‌کند و از این طریق، رابطه‌ای عمیق و پرمعنا میان فرد و مکان برقرار می‌شود؛ شاخصی است که از طریق آن می‌توان میزان متمایز بودن مکان را به‌عنوان یک قرارگاه رفتاری واجد ارزش سنجید. قدر مسلم، این تمایزات محصول عوامل مادی و معنویِ محیط کالبدی، اجتماعی و نوع فعالیت‌ها و ادراک و احساس افراد از محیط است. پژوهش به چیستی حس تعلق به مکان می‌پردازد و در پی پاسخگویی به این پرسش است که چه عواملی در ایجاد حس تعلق به مکان و ارتقاء کیفی آن مؤثرند؟ پژوهش از منظر روش، کیفی است و در حوزه روش‌شناسی مبتنی بر مطالعات کتابخانه‌ای، مشاهده و تحلیل محتوا (گفتمان) و تفسیر محوری استوار است. نتیجه پژوهش نشان می‌دهد که اثربخشی حس تعلق به مکان از دو منظر توصیفی و ادراکی تمیز داده می‌شود و محصول دو بعد کالبدی و اجتماعی است و از حیث ارزش‌گذاری، بعد اجتماعی از جایگاه بالاتری برخوردار می‌باشد. این بعد به دو شکل همسازی فعالیت‌ها از طریق تأمین و قابلیت انجام آن و نیز عناصر کالبدی محیط به‌عنوان مؤلفه‌های فرهنگی و نماد‌ها و واسط بصری در ایجاد ارتباط ذهنی میان استفاده‌کنندگان از مکان میسر می‌شود.

نقش مصادیق هنر عمومی در اجتماع‌پذیری میدانهای شهری بر اساس نظرات کاربران فضا با رویکرد مدل‌سازی معادلات ساختاری (SEM) مطالعه موردی: میدان شهدا، مشهد

صفحه 348-376

https://doi.org/10.22067/cauds.2025.95798.1031

عبدالهادی دانشپور، سمیه رضایی

چکیده فضاهای عمومی به‌ویژه میدان‌ها، از مهم‌ترین عناصر ساخت فضایی شهر و بستر اصلی تعاملات اجتماعی هستند. میدان شهدا در مشهد، به‌دلیل قرارگیری در مجاورت حرم مطهر امام رضا (ع) و زمینه فرهنگی-مذهبی ویژه خود، پتانسیل بالایی برای اجتماع‌پذیری دارد. با این حال، طرح‌های گذشته نتوانسته‌اند کیفیت‌های کالبدی و اجتماعی این میدان را به‌طور مؤثر بهبود دهند. لذا لزوم بازنگری در طراحی این میدان و بهره‌گیری از ابزارهای خلاقانه مانند هنر عمومی برای تقویت اجتماع‌پذیری حائز اهمیت است. این پژوهش با هدف واکاوی نقش مصادیق هنر عمومی در ارتقا اجتماع‌پذیری میدان شهدا، بر اساس نظرات کاربران فضا و با رویکرد مدل‌سازی معادلات ساختاری انجام شده است. پرسش‌های اصلی تحقیق شامل تأثیر هنر عمومی بر مؤلفه‌های اجتماع‌پذیری (کالبدی، اجتماعی و فعالیتی)، شناسایی مصادیق هنرعمومی تأثیرگذار و نقش میانجی مولفه‌های کالبدی و فعالیتی در ارتقا اجتماع‌پذیری میدان شهدا است.این مطالعه دارای رویکرد کمی است و با استفاده از مدل‌سازی معادلات ساختاری (PLS-SEM)، داده‌های 240 کاربر میدان تحلیل شده است. نتایج پژوهش نشان می‌دهد که هنر عمومی تأثیر قوی و معناداری بر مولفه‌های کالبدی (ضریب مسیر=0.8994، p<0.0001، R²=0.809)، اجتماعی (ضریب مسیر=0.9628، p<0.0001، R²=0.927) و فعالیتی (ضریب مسیر=0.9107، p< 0.0001 R²=0.829) دارد. در میان مصادیق هنر عمومی، هنر تجسمی (ضریب مسیر=1.0000 برای مؤلفه اجتماعی، f²=0.130) و هنر زنده (f²=2.054) بیشترین تأثیر را دارند. در سطح زیرمولفه‌های اجتماع‌پذیری، امنیت (f²=0.518) و تعاملات اجتماعی (f²=0.626) به‌عنوان زیرمولفه‌های با بیشترین تأثیر از هنر عمومی شناسایی شده‌اند. نقش میانجی مولفه کالبدی (اثر غیرمستقیم=0.7353، p<0.0001) و فعالیتی (اثر غیرمستقیم=0.788، p<0.0001) نیز تأیید شده‌است.

تبیین تصویر فضای شهر در فیلم‌های ایرانی برگزیده در جشنواره‌های بین المللی سینمایی

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 10 بهمن 1404
The author(s) retain the copyright of this article. This is an open access article distributed under the terms of the Creative Commons Attribution 4.0 International License (CC BY 4.0).

https://doi.org/10.22067/context.2025.95724.1028

مهروش کاظمی شیشوان

چکیده بررسی رابطه سینما و شهر یکی از مباحث راهگشا جهت شناخت فرهنگ جامعه شهری مدرن است. در این میان فضاهای شهری به عنوان مکان رویداد فیلم از اهمیت زیادی برخوردارند و معرف موقعیت زمانی، فرهنگی، تاریخی، اجتماعی در فیلم هستند. در این پژوهش با استفاده از روش توصیفی- اکتشافی، چگونگی و نوع نگاه فیلم‌های ایرانی به فضاهای شهری و نحوه نمایش آن بررسی شده است. روش تحلیل داده ها بروش تحلیل محتوا بوده است. نمونه های مورد مطالعه هدفمند و از آثار برگزیده در سه جشنواره برجسته بین المللی شامل کن، برلین و ونیز انتخاب شده اند. هدف اصلی پژوهش تبیین ماهیت تصویر ترسیم شده در ذهن مخاطب از شهر و فضای شهری ایران در جشنواره های جهانی است. این تحلیل ها بیشتر از آن جهت کارساز است که نه تنها به متخصصان این حوزه‌ها کمک می‌کند با شناخت نقاط قوت و ضعف این بازنمایی و مد نظر قرار دادن خواسته‌ها و مشارکت مردم به ارتقا کیفیت فضاهای شهری بپردازند، بلکه سبب می شود فضاهای شهری در سینمای ایران دارای شخصیت گردیده و به عبارتی منعکس کننده هویت ایرانی باشد. یافته‌ها نشان می‌دهد فضاهای شهری نمایش داده شده در اکثر فیلم‌ها محدود به فضاهایی است که اساسا برای رفت و آمد طراحی شده و فاقد بسیاری از کیفیت‌های محیطی و شهری هستند. هم‌چنین دید کلی از شهر در این فیلم‌ها بیشتر محدود به نمایش معضلات اجتماعى و فرهنگی بوده و از نظر بصری و اداراکی فاقد قدرت لازم برای تشخیص حس مکان و احساس تعلق به محیط شهر می باشد

نظریه های نوین در معماری و شهرسازی

بازخوانی زمینه‌گرایی در معماری معاصر ایران با تأکید بر انعطاف‌پذیری پلان در طراحی آپارتمان‌ (نمونه موردی: شهر تهران)

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 10 بهمن 1404
The author(s) retain the copyright of this article. This is an open access article distributed under the terms of the Creative Commons Attribution 4.0 International License (CC BY 4.0).

https://doi.org/10.22067/context.2025.95774.1030

حسن ریحانی همدانی، خلیل سروش، مهدی بیرق شمشیر

چکیده رشد شتابان جمعیت و تراکم بالای شهری در تهران، منجر به کاهش کیفیت فضایی و تضعیف هویت بومی در معماری معاصر شده است. در همین حال، تغییرات اجتماعی، تنوع الگوهای خانوادگی و نیاز به فضاهای چندعملکردی، ضرورت بازنگری در شیوه‌های طراحی مسکن شهری را آشکار کرده است. هدف پژوهش، نه صرفاً بررسی مستقل دو رویکرد زمینه‌گرایی و انعطاف‌پذیری، بلکه تبیین رابطه هم‌افزایانه میان این دو مفهوم در طراحی معماری مسکن شهری ایران است؛ به‌گونه‌ای که نشان دهد ادغام اصول زمینه‌گرایی با قابلیت‌های انعطاف‌پذیری، می‌تواند به الگویی پایدار و هویت‌مند برای طراحی آپارتمان‌های شهری منجر شود. این مطالعه با روش پژوهش کیفی و رویکرد طراحی‌محور صورت گرفته است. ابتدا مبانی نظری مرتبط با دو رویکرد از طریق مطالعات کتابخانه‌ای گردآوری و سپس طرح پیشنهادی آپارتمان مسکونی، به‌عنوان نمونه موردی انتخاب و تحلیل شد. معیارهای ارزیابی شامل انطباق اقلیمی، هماهنگی کالبدی، قابلیت بازپیکربندی فضایی و پیوستگی فرهنگی بوده‌اند. نتایج نشان می‌دهد که بهره‌گیری از الگوهایی چون شبکه مدولار منظم، هسته‌ی ثابت خدماتی، دیوارهای متحرک و تراس‌های نیمه‌باز، موجب افزایش انعطاف در سازمان فضایی و درعین‌حال حفظ پیوند با بافت شهری و مصالح بومی می‌شود. تلفیق رویکرد زمینه‌گرا با اصول طراحی انعطاف‌پذیر، نه‌تنها به پایداری عملکردی و زیست‌پذیری بیشتر منجر می‌گردد، بلکه زمینه‌ی حفظ و بازتولید هویت بومی در بستر معاصر را نیز فراهم می‌آورد. بر این اساس، می‌توان انعطاف‌پذیری را به‌منزله‌ی تجلی عملی زمینه‌گرایی دانست؛ رویکردی که میان ثبات و تغییر تعادل برقرار می‌سازد و الگویی پایدار برای طراحی مسکن شهری در تهران و شهرهای مشابه ارائه می‌دهد.

معماری و شهرسازی زمینه گرا

تأثیر جهت‌گیری و هندسه حیاط مرکزی بر مصرف انرژی و رفتار نور در معماری سنتی کویری ایران (مطالعه موردی: شهر تون)

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 08 اسفند 1404
The author(s) retain the copyright of this article. This is an open access article distributed under the terms of the Creative Commons Attribution 4.0 International License (CC BY 4.0).

https://doi.org/10.22067/context.2025.95076.1024

افسانه قلعه نوی، مینا مویدی

چکیده حیاط‌های مرکزی از عناصر کلیدی معماری سنتی کویری به شمار می‌روند و نقش مهمی در بهبود خرداقلیم و ارتقای آسایش حرارتی و بصری ایفا می‌کنند. اگرچه مطالعات فراوانی پیرامون نقش حیاط‌های مرکزی در بهبود آسایش حرارتی یا روشنایی انجام شده است، اما پژوهش‌ها غالباً یکی از این دو بعد را بررسی کرده و به تحلیل هم‌زمان هر دو بعد کمتر پرداخته‌اند. با این زمینه، این پژوهش بررسی می‌کند که چگونه هندسه و جهت‌گیری حیاط مرکزی بر مصرف انرژی و آسایش بصری در ساختمان‌های مسکونی در اقلیم نیمه خشک و کویری اثر می‌گذارد. برای این منظور، شبیه‌سازی ده خانه تاریخی مربوط به دوران صفوی و قاجار در شهر تون انجام شد و دو جهت‌گیری شمال‌شرقی- جنوب‌غربی و شمال‌غربی- جنوب‌شرقی به همراه نسبت‌های مختلف حیاط (۱:۱، ۱:۱.۲، ۱:۱.۳ و ۱:۱.۴) مورد ارزیابی قرار گرفت. نتایج نشان می‌دهد خانه‌هایی با تناسب مربع (۱:۱) و جهت‌گیری شمال‌شرقی- جنوب‌غربی کمترین میزان مصرف انرژی را دارند. در زمینه روشنایی روز، حیاط‌های کشیده‌تر (۱:۱.۴) تا ۹۲ درصد کفایت روشنایی سالانه در سطح ۳۰۰ لوکس را فراهم می‌کنند اما براساس شاخص‌های تابش مستقیم خورشید و خودکفایی کنترل خیرگی، باعث افزایش خیرگی می‌شوند. در مجموع، جهت‌گیری تأثیر بیشتری بر مصرف انرژی دارد تا عملکرد روشنایی، به‌گونه‌ای که خانه‌های با جهت‌گیری شمال‌شرقی- جنوب‌غربی عملکرد بهتری نسبت به جهت‌گیری شمال‌غربی- جنوب‌شرقی نشان می‌دهند. این یافته‌ها بر اهمیت بهینه‌سازی تناسبات و جهت‌گیری حیاط مرکزی برای ارتقای بهره‌وری انرژی و آسایش بصری در طراحی مسکن معاصر کویری تأکید می‌کند.

تلاقی سنت و مدرنیته در معماری معاصر جهان اسلام

دوره 1، شماره 1، فروردین 1404، صفحه 145-169

https://doi.org/10.22067/context.2025.92062.1013

محمد صادق فروغی، جعفر طاهری

چکیده بیش از یک‌صد سال از پاسخ‌های معماران جهان اسلام به مناقشه دوگانه حفظ و تداوم سنت یا پذیرش کامل مدرنیته می‌گذرد. با وجود این، تأثیر آرای اندیشمندان و نواندیشان جهان اسلام بر اندیشه و عمل این معماران واکاوی و بررسی نشده است. ظهور مدرنیته و پیامدهای بحران هویتی و تشدید افول جوامع مسلمان، جوامع و اندیشمندان مسلمان را با رویکردی احیاگرانه به واکنش واداشت. این پاسخ‌ها در حوزه نظر (اندیشه) و عمل (معماری) ذیل سه گفتمان و رویکرد کلی 1) بازگشت به سنت، 2) پیروی از مدرنیته، 3) تلفیق سنت و مدرنیته، قابل شناسایی است. آن‌چه که تحت عنوان جنبش احیاگری، رنسانس اسلامی و یا جریان نومعتزله خوانده می‌شود، متمرکز بر هم‌نهادی درونی میان سنت و مدرنیته است که تلفیق را به عنوان راه حل پیش رو و پاسخی میانۀ طیف سنت و مدرنیته، متصور می‌شود. در مقاله حاضر با بررسی تاثیرات این گفتمان‌ها بر اندیشه و روش کار معماران معاصر پیشرو جهان اسلام، تفسیری تاریخی از رویکردهای عمده طراحی بر پایۀ مطالعه تطبیقی مبانی نظری معماران معاصر با آرای نواندیشان جهان اسلام ارائه می‌شود. در این مقاله با بررسی و نقد آثار این معماران احیاگر و پاسخ‌های معمارانه آن‌ها به تلاقی سنت و مدرنیته، ذیل تقسیم‌بندی سه‌گانه ناصر رباط یعنی 1) شرق‌گرایی 2) ملی‌گرایی 3) نئو-اسلامی، نشان داده می‌شود که این تقسیم‌بندی با وجود دقت نظر فراوان، بخصوص در بخش ملی‌گرایی دسته بندی کلانی بنظر میرسد. در بحث پیش رو سعی شده این دسته بندی با توجه به نظریات نواندیشان جهان اسلام به روز و تکمیل شود.

سیر تحول انواع منطقه گرایی در معماری از گذشته تا امروز

دوره 1، شماره 1، فروردین 1404، صفحه 106-126

https://doi.org/10.22067/context.2025.91616.1009

الهه ذوقی حسینی

چکیده منطقه گرایی در طول بازه زمانی گسترده حضور خود در عرصه معماری رویکردهای متفاوتی داشته به نحوی که از رویکردهای رویکرد شکلی - تاریخی که محوریت هویتی داشتند، به سمت رویکردهای اقلیمی -پدیدارشناسانه متمایل شده، توجه به مباحث اجتماعی، فرهنگی، زیست‌بوم و ارتباطات انسانی را جایگزین مباحث سبکی، شکلی و زیبایی شناسی نموده است. طی سالهای واپسین قرن بیستم تا به امروز، تئوری معماری منطقه‌ای از منظرهای مختلف گرایشات زیادی گرفته و بسط یافته و با عملکرد خود نیز متناسب تر شده است. لذا با بررسی پیشینه موضوع دیدگاه های ارائه شده از سوی صاحب نظران به ویژه الکساندر زونیس، لیان لفور، لوئیز مامفورد و کنت فرامپتون به منظور تدوین مبانی نظری تحقیق در مورد کنکاش و تدوین قرار گرفته و انواع منطقه گرایی و رویکردهای مختلف آن همراه با مصادیق مربوطه بررسی خواهد شد که به ارائه مدل تحلیلی دیدگاه های منطقه گرایی منتهی می گردد. در این راستا با استفاده از روش تحلیل محتوای کیفی مبتنی بر منطق استدلال استقرایی، از داده های متنی و تجارب معماری، حرکت و با بیرون کشیدن مفاهیم مستتر در آن، به تدریج به سطوح انتزاعی تری از منطقه گرایی دست خواهیم یافت. نتایج مطالعات و تحلیل دیدگاه صاحب نظران و مصادیق معماری معاصر نشان از آن دارد که رویکردهای امروز منطقه گرایی در پی تعدیل اندیشه های تعصب گرایانه و محدودیت آفرین پیشین و تقویت نگرش زیست محیطی و استفاده از مزایای توسعه پایدار می باشند.

تبیین ترمیم‌پذیری محیط و نقش مؤلفه‌های معماری در ارتقای بازگردانی روان‌شناختی و بهزیستی کاربران بر مبنای علم اعصاب

دوره 1، شماره 1، فروردین 1404، صفحه 44-69

https://doi.org/10.22067/context.2025.91591.1006

محبوبه زمانی، فرزانه وفائی، فرامرز فدایی

چکیده تأثیر محیط ساخته‌شده بر انسان همواره موردتوجه محققان بوده است. پژوهش حاضر به بررسی عمیق تأثیر مؤلفه‌های معماری بر ترمیم‌پذیری محیط و تأثیر آن بر بهزیستی و سلامت روان کاربران از دیدگاه علم اعصاب می‌پردازد. پژوهش با رویکرد کیفی و از طریق تحلیل متون، ادبیات و مبانی نظری مرتبط با ترمیم‌پذیری محیط، مؤلفه‌های معماری و اثرات محیطی بر سلامت روان انجام شد. چهار نظریه‌ی اصلی نزدیک به این موضوع شامل SRT (نظریه کاهش استرس)، ART (نظریه بازسازی توجه)، PRT (نظریه چشم‌انداز، پناهگاه امن) و نظریه‌ی برانگیختگی به‌عنوان چارچوب‌های کلیدی مطالعه شده و مؤلفه‌های معماری مرتبط با این نظریه‌ها استخراج گردید. یافته‌ها نشان می‌دهد که مؤلفه‌های فیزیکی و مفهومی محیط بر ترمیم‌پذیری تأثیرگذار می‌باشند و در دو سطح اصلی و یک سطح پیش‌زمینه قابل دسته‌بندی است که مولفه‌ها معماری منطبق بر آن در پژوهش تعیین‌شده‌اند. درنهایت، این پژوهش مدل نظری برای طراحی محیط‌های ترمیم‌پذیر ارائه نموده است که باعث بازگردانی توانایی‌های روان‌شناختی و بهزیستی کاربران، کاهش استرس، افزایش تمرکز و خودشکوفایی در هنگام تعامل فعال با محیط ترمیم‌پذیر می‌گردد. این چارچوب می‌تواند در طراحی معماری به‌منظور ارتقاء بهزیستی روانی افراد کاربرد داشته باشد.

الگوهای استقرار مسکن بومی کنگ

دوره 1، شماره 1، فروردین 1404، صفحه 87-104

https://doi.org/10.22067/context.2025.91787.1011

رضا سرعلی

چکیده «معماری بومی» اصطلاحی ابداع‌شده در قرن نوزده میلادی است که برای نشان‌ دادن مجموعه‌ای از سنت‌های ساختمانیِ خارج از نمونه‌های ساختمانی متعارف، که اغلب توسط معماران آموزش‌دیدة رسمی ایجاد می‌شود، استفاده شده است. این نوع معماری، که بیشترِ محیط‌هایی که تا کنون ایجاد شده‌اند را شکل می‌دهد، همواره تأثیری قابل‌توجه بر عمل معمارانة معماران رسمی داشته است. در چند دهة اخیر، صاحبنظران به منظور بهره‌مندی از سنت‌های بومی در حل مسائل پیچیدة محیط‌های معاصر، گذر از رویکردهای تقلیل‌گرایانه و ایدئولوژیک به روش‌های مسئله‌محورتر و مفهومی و ساخت نظریه در ارتباط با محیط‌های بومی را توصیه کرده‌اند. در این چارچوب، پژوهش حاضر، با هدف تدقیق برخی از مفاهیم بنیادین حوزة مطالعات معماری بومی و شناخت الگوهای مسکن بومی در یک سکونتگاه بومی شناخته‌شده، طرح شده است. به این ترتیب، در گام نخست پژوهش، با روش مطالعة اسنادی و استدلال منطقی، تعاریف «معماری بومی» و «الگو» تدقیق شده است. در گام دوم، با استفاده از روش «موردپژوهی» (از نوع تک‌موردی مبسوط)، 21 مسکن بومی در روستای تاریخی کنگ (واقع در شهرستان طرقبه‌شاندیز استان خراسان‌رضوی ایران)، به عنوان «واحدهای تحلیل» پژوهش، به صورت هدفمند انتخاب و مستندنگاری شده و در گام سوم، با تحلیل برخی از داده‌های «بانک‌دادة»‌ پژوهش، الگوهای مرتبط با استقرار مسکن بومی روستا روی بستر طبیعی آن شناسایی و گزارش شده است. این الگوها شامل «الگوی جهت‌گیری»، «الگوی انتظام فضاها در طبقات»، «الگوی دسترسی» و «الگوی ارتباط طبقات» است که در انتهای مقاله به صورت تصویری ارائه و در مورد آنها بحث شده است.

تبیین الگوهای موقعیت طراحی بر پایه تجربه تنانی (نمونه موردی: دانشکده معماری و شهرسازی دانشگاه هنر اسلامی تبریز)

دوره 1، شماره 1، فروردین 1404، صفحه 18-42

https://doi.org/10.22067/context.2025.90076.1001

المیرا کریمی پور، حامد بیتی، لیلا مدقالچی

چکیده آموزش طراحی معماری، وابسته به آموزش مهارت‌هایی است که فرد را از طریق راهبردهایی در عرصۀ دانش عملی از جمله رجوع به مصادیق و سوابق معماری می‌آموزد. هر عملی مبتنی بر انواعی از معرفت های ضمنی و تصریحی است و معرفت ضمنی، دارای ریشه تنانی بوده تا از طریق خاطره تنانی در حافظه ثبت شود. از آنجا که حواس انسان در دریافت‌های تنانی او شرکت کرده و در قضاوت وی اثر می‌گذارد؛ بر اثر تحریک مدرکات حسی، انسان به‌طور ذهنی از طریق نورون‌های آیینه‌ای در سیستم عصبی، آن مُدرک را شبیه‌سازی یا تنانی می‌کند. لذا معمار می‌تواند در مواجهه با موقعیت‌های مشابه طبق الگوهای موقعیت طراحی که طی تجربه آموخته، برخورد کند. پژوهش با هدف ارتقای آموزش معماری از طریق راهبرد رجوع به مصادیق معماری، در پی پاسخ به این پرسش بود که «چگونه می‌توان از تجربیات تنانی به ارائه الگوهای موقعیت طراحی رسید؟». در این راستا، پژوهش به صورت کیفی در دو مرحله صورت گرفت. در مرحله کاوش‌نظری تحقیق به‌صورت توصیفی-تحلیلی، به جمع‌آوری اطلاعات‌کتابخانه‌ای پرداخته و سپس در مرحله کاوش‌عملی به‌صورت اکتشافی، با روش پدیدارشناختی از طریق مصاحبه نیمه‌ساختاری بر پایه سه سوال محوری تا رسیدن به اشباع نظری، ادامه یافت. تحلیل کیفی متن مصاحبه‌ها به روش ماکس ون منن و کدگذاری به روش کرسول انجام گرفت.

معیارهای زیبایی شناسی فناوری های ساخت و ساز در معماری معاصر

دوره 1، شماره 1، فروردین 1404، صفحه 128-143

https://doi.org/10.22067/context.2025.91627.1008

الهام کریمی خیرآبادی، داراب دیبا، سیمون آیوازیان

چکیده معماری از قرن نوزدهم تاکنون تحت تأثیر پیشرفت‌های فناوری و تغییرات اجتماعی تحول‌یافته است. جایگزینی اسکلت فلزی به جای دیوارهای باربر ضخیم، امکان ایجاد فرم‌های نوآورانه و اشکال جدید را فراهم کرد. این تحولات، آغازگر نسلی از معماری با فرم‌های پیچیده، سه‌بعدی و سازگار با شرایط محیطی بوده است. در معماری معاصر، فناوری‌هایی مانند طراحی دیجیتال، مصالح پیشرفته و تکنولوژی‌های هوشمند نقش کلیدی در تغییر فرم، کارکرد و زیبایی‌شناسی دارند. زیبایی‌شناسی تکنولوژیکی که از ویژگی‌هایی چون حرکت، هیجان و انعطاف‌پذیری برخوردار است، به معماران امکان طراحی سازه‌هایی متناسب با نیازهای زمانه را داده است. این مقاله از روش‌شناسی توصیفی تحلیلی استفاده می‌کند و با تکیه بر متون پژوهشی و مطالعه موردی‌های منتخب، تأثیر فناوری‌های نوین و مصالح مدرن بر نیازهای زیبایی‌شناختی معماری معاصر را بررسی می‌کند. با تحلیل این مطالعات موردی، مقاله تلاش می‌کند نشان دهد که چگونه ادغام فناوری‌های پیشرفته و مصالح نوآورانه شیوه‌های معماری را دگرگون کرده و به دوره‌ای جدید از طراحی منجر شده که هم به عملکرد و هم به زیبایی‌شناسی اهمیت می‌دهد. درنهایت، این پژوهش بر تأثیر عمیق فناوری بر تکامل زیبایی‌شناسی معماری تأکید کرده و نشان می‌دهد که آینده معماری در تلفیق هماهنگ هنر و علم نهفته است.

تأملی بر زیبایی‌شناسی و دلالت ادراکی لبه‌های شهری؛ از حرکت و ادراک تا هویت فضامند: مطالعه موردی کارخانه سیمان ری

دوره 1، شماره 2، مهر 1404، صفحه 187-203

https://doi.org/10.22067/context.2025.93646.1016

فرهاد کریمانی، کیانا شریفی

چکیده پژوهش حاضر به واکاوی تأثیرات ژرف زیبایی‌شناسی در تبیین مرزها و فضاهای میانه خرده‌فضاهای درون لبه‌های شهری و تأثیر آن بر تجربه فردی از حرکت در این فضاها می‌پردازد. این تحقیق، در صدد پاسخ به پرسشی است بنیادین که: چگونه و به چه شیو‌ه‌ای، ابعاد کالبدی مقوله زیبایی‌شناسی در ادراک و تجربه فرد از حرکت در لبه‌های شهری مؤثر است؟ نمونه موردی این تحقیق، لبه‌ی شهری طراحی‌شده در کارخانه سیمان ری در تهران است که با بهره‌گیری از مروری عمیق بر نظریات، مقالات و پژوهش‌های پیشین، چارچوبی نظری و مدلی مفهومی برای تحلیل این فضاها ارائه می‌دهد. نتایج این پژوهش نشان می‌دهند که مؤلفه‌های بصری همچون نورپردازی، رنگ، تغییرات ارتفاعی، حس لامسه، فرم‌های هنری و تناسبات فضایی در نقش مفصلی میان خرده‌فضاهای منفصل و بی‌تعریف، می‌توانند در تعیین میزان احساس امنیت، آرامش و تعلق مکانی اثرگذار باشند و بر ساختار روانی و عاطفی افراد در این فضاها تأثیرات بارزی بگذارند.

ابر واژگان

نشریات مرتبط